میخواهم
در زندگی شاد بشوم و در هنگام مرگ خجسته ...
فردا تولد دوباره پس از ۹۱۲۵ بار متولد شدن
happy birthday
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 20:17 توسط رضا ؟
|
ذره ای نمک بمن می دهی
برگرفته از دریایی ناپیموده
قطره ای باران به تو می دهم
از سرزمینی که هیچکس در آن نمی گرید
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 9:42 توسط رضا ؟
|
زرد و سرخ و ارغوانی
برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
آرزوهای ما نیز
درختان پاییز در خون غنودند
سرودی به یاد بهاران سرودند:
ریخت ز چشم شاخه ها، خون دل زمین چو برگ
از همه سو روان شده، اشک خزان ببین چو برگ
ریخته بر زمین سرد، این همه برگ سرخ و زرد
آه بهار آرزو، بر سر ما گذر نکرد
توشه ای از بهاران ندارم
یادگاری ز یاران ندارم
گرد خاموشی و خستگی
روی قلبم نشسته
همچو خزان خموش و زرد
در ره تو نشسته ام
تا تو مگر قدم نهی
باز به چشم خسته ام
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 17:35 توسط رضا ؟
|