تبليغاتX
دلت میخواد برگردی؟؟؟
 

علی کوچولو

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 17:52 توسط رضا ؟ |

"- مرگ را پروای آن نیست

که به انگیزه یی اندیشد ."

اینو یکی میگفت

که سر پیچ خیابون ایستاده بود.

"- زنده گی را فرصتی آنقدر نیست

که در آیینه به قدمت خویش بنگرد

یا از لبخنده و اشک

یکی را سنجیده گزین کند."

اینو یکی میگفت

که سر سه راهی وایساده بود.

"- عشق را مجالی نیست

حتی آنقدر که بگوید

 برای چه دوستت میدارد ."

والاهه اینم یکی دیگه میگفت :

سرو لرزونی که

راست

وسط چهار راه هرور باد

وایساده بود .

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 13:14 توسط رضا ؟ |