نه آسمان دلم ابریست و نه آرزوهایم خیس
اما درین روزمرگی زندگی و دل مشغولی ها انگیزه ای برای
نوشتن ندارم
نمیدانم تا کی و شاید این رفتن تا نداشته باشد.
اگر بازگردم با سبدی از تازگی خواهم آمد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 16:55 توسط رضا ؟
|
به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته ازینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر ! اما تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:50 توسط رضا ؟
|
دوستم داشته باش ، عطرها در راهنددوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 23:53 توسط رضا ؟
|